تبليغاتX
نوش زمين - نازنینانه
 

عرقناك پيشانيت

چسبيده بر فاصله تب دار سينه‌هام

و تپ تپ دردناك قلبي

كه ياراي ماندن خونبارش نيست، ديگر

و چشما ن تو

با هزار سلول سالم خوشبخت

بر پريده رنگ اندامم

من در خیال چای و سیگار دردمشترکم

سر به بالا نكش

اين بالاها، شب گرفته‌ بي‌طراوت و مأيوسي است

كه آب‌هاي ساكن را

بهار مي‌دهد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 11:18  توسط مونا |