![]() |
![]() |
|
|
واهمههاي پسمانده از نبودن پرسان، روي دوشم شبگوييهاي فاسد از نوشكوبهاي تو كه ميدانمش ثمري نيست تو را ميروانم به دورهاي دور… دیر یا زود. تهمانده اقيانوس، باز هم درياست. هردو سرازير يك بستر روانتر از پر واژههاي من، بر هيچ كاغذها من، خاكسترناشده يادوارههايم بازپس گشتم. تمامم، بقچهاي پيچيده در شولاي شهر تو بي دلجمله، بر ويرانهام بايست. بي تو توانم نبود.
87.8.18 |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 18:34 توسط مونا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مرا در صدف عشقت پنهان کن
و در به رویم استوار ببند تا کبوتر آشتی را نبینم که گلوله ای خونین با خود آورده است |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 دی 1387 آبان 1387 دی 1386 مهر 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|